ابراهيم عاملي ( موثق )

3

تفسير عاملي ( فارسي )

صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم در خانه رفت و نماز كرد ، چون بدر آمد عبّاس گفت : يا رسول اللَّه كليد در خانه مرا ده تا سقايت حاجّ و سدانت كعبه مرا باشد ، خداى تعالى اين آيه فرستاد « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها » رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم علىّ عليه السّلام را گفت : كليد را به او ده أمير المؤمنين بيامد و كليد با عثمان داد و از او عذر خواست ، عثمان گفت : يا علىّ آمدى و مرا بيازردى و كليد از من بقهر بستدى و اكنون نه به آن زبان ميگوئى ، اين رفق چيست و آن عنف چه بود ؟ گفت : خداى تعالى در اين معنى آيتى فرستاد و آيه برخواند ، و او در حال اسلام آورد . فخر : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بعثمان فرمود : كليد را به من ده ، او گفت : بگير به شرط امانت از جانب خدا ، چون پيغمبر دست دراز كرد كه بگيرد او دست خود بر هم نهاد ، پيغمبر فرمود اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارى كليد را بده ، باز گفت : بگير به شرط امانت خداوندى ، چون آنحضرت خواست بگيرد عثمان دست بر هم نهاد ، مرتبه ى سوّم پيغمبر ( ص ) تكرار فرمود و او با همان شرط كليد را تسليم كرد ، پيغمبر طواف كرد و كليد با خود داشت ، خواست به عبّاس عموى خود بدهد ، پس از آن بعثمان فرمود : كليد را بگير به اين شرط كه عبّاس هم از اين افتخار بهره اى داشته باشد و شريك تو شود ، اين آيه نازل شد « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ تا آخر » ، پيغمبر بعثمان فرمود : كليد را بگير كه هميشه در اولاد تو به ارث بماند و جز ستمكار و ظالم كس حقّ گرفتن از تو ندارد ، پس از مدّتى عثمان از مكّه مهاجرت كرد و كليد را ببرادرش شيبه داد ، و در نسل او تا كنون باقى است . ترجمه : 58 همانا خدا بشما فرمان ميدهد كه سپرده هاى مردم را بخودشان باز دهيد و چون ميان ايشان داورى كرديد بدرستى كنيد كه البتّه نيكو است آنچه خدا بشما پند دهد چه او دانا و شنواى هميشگى بود . جهت نزول : آيت ، « أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا تا آخر » طبرى از سدّى نقل است : مأموريّتى پيغمبر بخالد وليد داد براى حمله ى بيكى از قبايل عرب و جزء نفرات قشون او عمّار ياسر بود ، مردم آن قبيله خبردار شدند و فرار كردند ، يك نفر از آنها ماند و شب نزد عمّار آمد و گفت : قبيله ى من فرار كرده‌اند و من چون اسلام پذيرفته‌ام بجاى مانده ام